وقتی صحبت از نوابغ اول جهان به میان می آید، ناخودآگاه نام آلبرت انیشتین به اذهان خطور می كند، امااین فیزیكدان مشهور آلمانی جزو این فهرست 10 نفره نیست.
این ده نابغه برتر دنیا غرب به ترتیب ضریب هوشی به قرار زیرند؛
1) یوهان ولفگانگ وون گوته: گوته شاعر آلمانی با ضریب هوشی 210، نمایشنامه نویس، داستان نویس، دانشمند، سیاستمدار، كارگردان تئاتر، منتقد و هنرمندی آماتور بود كه بزرگترین شخصیت ادبی عصر مدرن به شمار می رفت.
در فرهنگ ادبی كشورهای آلمانی زبان این شخصیت از چنان جایگاهی برخوردار است، كه از اواخر قرن هجدهم آثار وی به عنوان آثار كلاسیك در نظر گرفته شده اند.
2) لئوناردو داوینچی: لئوناردو داوینچی نقاش، مجسمه ساز، معمار، طراح و مهندس ایتالیایی دومین نابغه برتر جهان از ضریب هوشی 205 برخوردار بود. تابلوهای نقاشی شام آخر و مونا لیزا این هنرمند از برجسته ترین آثار هنری دوره رنسانس محسوب می شد.
یادداشت های به جا مانده از داوینچی حاكی است: وی از خلاقیت های بالای فنی برخوردار بوده به طوری كه بسیار جلوتر از زمان خود به سر می برده است.
3) امانوئل سویدن برگ: امانوئل سویدن برگ، مبتكر مسیحی و فیلسوف و دانشمند الهیات سوئدی بود كه با برخورداری از ضریب هوشی 205 دست نوشته حجیمی از كلام الهی از وی به یادگار مانده است.
اندكی پس از مرگ او، هوادارانش بلافاصله جمعیت پیرو فلسفه سویدن برگ را با هدف مطالعه در زمینه افكار وی راه اندازی كردند.
4) گاتفرید ویلهلم وون لیبنیز: گاتفرید ویلهلم وون لیبنیز چهارمین نابغه برتر جهان از ضریب هوشی 205 برخوردار بود. این فیلسوف برجسته آلمانی در رشته حقوق و فلسفه تحصیل كرد.
این فیلسوف شهیر در زمان خود نقش قابل توجهی در مسائل سیاسی و دیپلماتیك اروپا ایفا كرد. وی در مقوله فلسفه و ریاضیات از جایگاه برجسته ای برخوردار بود.
5) جان استوارت میل: جان استوآرت میل ، فیلسوف، اقتصاددان و مبلغ مكتب سودمندگرایی انگلیسی بود كه از ضریب هوشی 200 بهره برده بود.
وی همچنین روزنامه نگاری برجسته در دوره اصلاحات قرن نوزدهم به شمار می رفت. وی از اصل سادگی در زندگی خود تبعیت می كرد.
6) بلز پاسكال: بلز پاسكال، ریاضیدان، فیزیكدان، فیلسوف مذهبی و استاد نثر فرانسوی بود. ضریب هوشی او 195 بود و اساس تشكیل تئوری مدرن احتمالات را بنا نهاد.
وی همچنین زمینه گسترش تعلیماتی مذهبی را بنا نهاد كه ادراك خدا را از طریق دل به جای منطق آموزش می داد.
7) لودویگ ویتگنشتاین: لودویگ جوزف یوهان ویتگنشتاین فیلسوف انگلیسی زاده شده در اتریش بود كه ضمن برخورداری از ضریب هوش 190 به عنوان بزرگترین فیلسوف قرن بیستم به شمار می رفت.
شخصیت این نابغه شهیر از جذابیت بسیاری در بین هنرمندان، نمایشنامه نویسان، شاعران، داستان نویسان، موسیقی دانان و حتی فیلم سازان برخوردار بود.
8) بابی فیشر: بابی فیشر كه به روبرت جیمز فیشر معروف است، شطرنج باز ماهر آمریكایی بود كه از ضریب هوشی 187 بهره برده بود. این نابغه مشهور در سال 1958 عنوان جوان ترین شطرنج باز تاریخ را به خود اختصاص داد. بازی خیره كننده وی در مسابقات قهرمانی جهانی 1972 افكار عمومی آمریكا را به بازی شطرنج هدایت كرد.
فیشر بازی شطرنج را از سن 6 سالگی آموخت و در سن 16 سالگی با هدف وقف كامل خود به این بازی، ترك تحصیل كرد.
9) گالیلئو گالیله: گالیلئو گالیله فیلسوف علوم طبیعی، منجم و ریاضیدان ایتالیایی بود كه به پیشبرد علوم حركت، ستاره شناسی و قدرت مواد كمك شایانی كرد.
وی از بهره هوشی 185 برخوردار بود و كشفیاتش از طریق تلسكوپ علم نجوم را متحول ساخت.
10) مادام دی استل: نه لوئیز جرمانی نكر بارونس دی استل هولستین معروف به مادام دی استل دانشمند، مبلغ سیاسی و سخنور فرانسوی - سوئیسی بود كه از ضریب هوشی 180 سهم برده بود. وی به عنوان واسطه ای میان فرهنگ نو استعماری اروپا به مكتب رومانتیك گرایی به شمار می رفت.
نوشته های او در زمینه های داستانی، نوازندگی، مقالات اخلاقی و سیاسی، انتقادات ادبی، مطالب تاریخی، خاطرات شخصی و شعر از شهرت بالایی برخوردار است
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:32  توسط علی
|
10 حقیقت شگفت انگیز علم فیزیک با کمک تعدادی از کاربران توئیتر انتخاب شده و با همکاری یک کیهان شناس تشریح شده است. خورشید می توانست از موز ساخته شده باشد، تقریبا همه جهان گم شده است و سیاهچاله ها سیاه نیستند سه نمونه از این حقایق شگفت انگیز هستند.
فیزیک بدون شک علمی شگفت انگیز است، ذراتی که وجود ندارند در احتمالات به حساب می آیند، و زمان متناسب با سرعت حرکت شیئی تغییر می کند. نشریه تلگراف 10 پدیده عجیب از این عجایب در علم فیزیک را با کمک تعدادی از کاربران توئیتر و کیهان شناسی به نام مارکوس چاون ارائه کرده است که در ادامه ارائه خواهد شد.
خورشید می توانست از موز ساخته شده باشد: خورشید بسیار پر حرارت است زیرا وزن چند میلیارد میلیارد میلیارد تنی آن گرانش عظیمی به وجود می آورد که در نتیجه هسته ستاره را تحت فشاری غیر قابل تصور گذاشته و در نتیجه فشار بالا حرارت فوق العاده تولید می کند. در صورتی که به جای گاز هیدروژن از میلیاردها میلیارد میلیارد تن موز استفاده می شد نیز همان میزان فشار و در نتیجه همان مقدار حرارت در خورشید به وجود می آمد. با این حال با افزایش حرارت، اتمها با بخشهای مختلف ساختار ستاره ای برخورد کرده و انرژی اتمی را به وجود می آورند که در اینجا تفاوت میان حضور هیدروژن و موز در ساختار خورشید آشکار خواهد شد.
تمام ماده ای که نسل بشر را به وجود آورده است در یک حبه قند جا می گیرد: اتمها 99.9999999999999 درصد فضای خالی هستند و به همین دلیل در صورتی که تمامی اتمها را به گونه ای به هم بفشاریم که فضای خالی میان آنها از بین برود، یک قاشق چای خوری یا حجمی برابر یک حبه قند از این ماده در حدود پنج میلیارد تن وزن خواهد داشت، وزنی 10 برابر مجموع وزن تمامی انسانهایی که در حال حاضر در جهان حضور دارند. این در واقع همان پدیده ای است که در ستاره های نوترونی رخ می دهد و وزن آنها را تا حد غیر قابل باوری افزایش می دهد.
آنچه آینده است می تواند آنچه گذشته بوده است را تغییر دهد: شگفتی جهان کوانتوم به اثبات رسیده است، آزمایش دو جداره که نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات می رساند به اندازه کافی عجیب و غیر قابل تصور هست. به خصوص زمانی که اعلام شود مشاهده نور می تواند آن را از موج به ذره و یا برعکس تبدیل کند. اما پدیده های عجیبتر این جهان پس از آزمایش جان ویلر فیزیکدان در سال 1978 خود را نمایان کرد. آزمایش وی نشان داد مشاهده یک ذره در حال می تواند سرنوشت ذره مشابه دیگری در گذشته را متحول سازد. طبق آزمایش دو جداره در صورتی که هر یک از پرتوهای نوری خارج شده از یکی از شکافهای صفحه آزمایش را مشاهده کنید، در واقع پرتو را مجبور کرده اید خصوصیات ذره ای به خود بگیرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزید خصوصیت موج گونه به پرتو نور بخشیده اید. اما در صورتی که پس از عبور پرتو نور از شکاف به مسیری که از آن ناشی شده است چشم بدوزید آنگاه است که پرتو نور می تواند در هر دوحالت شکل بگیرد. به بیانی دیگر زمان حال بر گذشته پرتو نوری تاثیر گذاشته است. این آزمایش در آزمایشگاه تنها چند صد هزارم ثانیه به طول می انجامد اما در مشاهده نورهای ناشی از ستاره های دوردست نیز صدق می کند. در واقع مشاهده اکنون ستاره های دوردست می تواند گذشته چند هزار یا میلیون ساله آنها را تغییر دهد.
تقریبا همه جهان گم شده است: می توان به جرات گفت در حدود 100 میلیارد کهکشان در جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید زمین در مقایسه با این ستاره های یکی از کوچکترین و ضعیفترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این حجم ماده به واسطه نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک نیز که مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود، نیز بخش نامرئی جهان را تشکیل داده است. به گزارش مهر، وجود انرژی تاریک به عنوان بخشی دیگر از جهان که در واقع مابقی جهان را تشکیل داده است، موضوع را پیچیده تر خواهد کرد، انرژی که با گسترش سریع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاریک همچنان ناشناخته باقی مانده است.
جسم می تواند سریعتر از نور حرکت کند و نور همیشه بسیار سریع حرکت نمی کند: سرعت نور در خلا 300 هزار کیلومتر بر ساعت است با این حال نور همیشه در خلا حرکت نمی کند. برای مثال نور در آب با سرعتی یک سوم سرعت گفته شده حرکت می کند. در واکنشهای اتمی برخی از ذرات به سرعتهای بسیار بالایی دست پیدا می کنند که بخشی از سرعت نور است و در صورتی که از میان رابطی که سرعت نور را خواهد کاست عبور کنند، در واقع می توانند سریعتر از نور حرکت کنند. چنین پدیده ای درخششی آبی رنگ از خود به وجود می آورد که به "تشعشعات شرنکوف" شهرت داشته و با بمبهای صوتی قابل مقایسه است. کمترین سرعتی که تا کنون برای نور به ثبت رسیده است 17 متر بر ثانیه یا 61 کیلومتر بر ساعت بوده که به واسطه عبور از میان روبیدیوم منجمد با حرارتی برابر صفر مطلق ایجاد شده است. در این حرارت این ماده حالتی به نام میعان "بوز- انشتین" را تجربه می کند.
تعداد نامحدودی نویسنده مطلب را نوشته و تعداد نامحدودی خواننده آن را می خوانند: بر اساس مدلهای استاندارد کیهان شناسی جهان مرئی با تمامی میلیاردها کهکشان و تریلیون تریلیون ستاره هایش تنها یکی از بی نهایت جهانهایی است که مانند حبابهای صابون در یک اسفنج در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. به دلیل بی نهایت بودن آنها می توان هر تاریخچه ممکنی را برایشان در نظر گرفت. اما تعداد تاریخچه های ممکن برای این جهانها متناهی است زیرا تعداد محدودی پدیده و تعداد محدودی نتیجه در بر داشته اند. تعداد این پدیده ها بسیار زیاد اما متناهی است پس همین پدیده عینی و کنونی که نویسنده این مطلب را نوشته و شما آن را می خوانید، باید بی نهایت بار در زمان رخ داده باشد. شگفت انگیز تر از آن این است که بدانیم نزدیکترین همتای ما در چه فاصله ای از ما قرار گرفته است. این فاصله عددی برابر 10 به توان 10 به توان 28 متر تخمین زده شده است که در صورت علاقمندی به محاسبه آن می توانید از عدد یک و 10 میلیارد میلیارد میلیارد صفر در برابر آن استفاده کنید!
سیاهچاله ها سیاه نیستند: به طور حتم سیاهچاله ها بسیار تاریکند اما سیاه نیستند زیرا این پدیده ها درخشان بوده و به آرامی نور خود را در تمامی طیفهای نوری از جمله نور مرئی به اطراف منتشر می کنند. این تشعشعات که "تشعشعات هاوکینگ" نام دارد نور خود و جرم سیاهچاله ها را به تدریج کاهش داده و با از دست دادن منبع جرم سیاهچاله ها تبخیر می شوند. به گزارش مهر، سیاهچاله های کوچک در مقایسه با جرمشان و نسبت به سیاهچاله های بزرگتر با سرعتی بالاتر از خود نور منتشر می کنند و بر همین اساس در صورتی که برخورد دهنده بزرگ هادرون بر اساس برخی نظریه ها از خود میکروسیاهچاله هایی تولید کند، آنها به سرعت تبخیر خواهند شد و دانشمندان پس از آن قادر خواهند بود بقایای تابشهای آنها را مشاهده کنند.
تصور بنیادین از جهان مسئول گذشته، حال و آینده آن نیست: بر اساس نظریه نسبیت خصوصی چیزی به نام اکنون، گذشته یا آینده وجود ندارد و قالبهای زمانی به یکدیگر وابسته اند زیرا همه هستی در سرعتی برابر در حرکت است. درصورتی که انسان با سرعتی کاملا متفاوت در حرکت بود شاهد پیر شدن زودهنگام یکی از نزدیکان و یا دیر پیر شدن وی نسبت به دیگران می بود.
ذره ای در اینجا می تواند به صورت آنی بر روی ذره ای در آن طرف جهان تاثیر بگذارد: زمانی که یک الکترون همتای ضد ماده خود یا پوزیترون را ملاقات می کند، هر در درخشش کوچکی از انرژی خنثی می شده و دو فوتون از این برخورد متولد می شوند. ذرات ساب اتمیکی مانند فوتونها یا کوارکها از ویژگی به نام اسپین برخوردارند که به مفهوم چرخش است، اما این ذرات در واقع حرکت چرخشی ندارند اما به گونه ای رفتار می کنند که انگار در حال چرخشند. جهت اسپین فوتونها در زمان تولد در برابر یکدیگر بوده و در نتیجه خنثی می شوند. با توجه به رفتارهای غیر قابل پیشبینی کوانتومی گفتن اینکه کدام فوتون در مسیر چپگرد و کدام یک در مسیر راستگرد حرکت خواهد داشت غیر ممکن است و در واقع تا زمانی که یکی از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حرکت خواهند داشت اما به محض اینکه یکی از آنها مشاهده شود جهت راست یا چپگرد را به خود گرفته و به هر جهتی که حرکت کند، همتایش در مسیر متضاد آن حرکت خواهد کرد. این واقعیتی است که در آزمایشها به اثبات رسیده است.
هرچه سریعتر حرکت کنید سنگینتر می شوید: در صورتی که بسیار سریع بدوید به صورت لحظه ای و نه دائم، سنگین وزن خواهید شد. سرعت نور مرز سرعت در جهان است در این صورت زمانی که جسمی با سرعتی نزدیک به نور در حرکت است و شما به آن نیرویی وارد کنید، به سرعت آن نخواهید افزود بلکه تنها به آن انرژی اضافی وارد کرده اید که این انرژی باید در جایی قرار بگیرد. بهترین مکان برای قرارگیری این انرژی جرم جسم است. بر اساس قانون نسبیت جرم و انرژی با یکدیگر برابرند پس هر چه انرژی وارد شده بیشتر باشد جرم افزایش پیدا خواهد کرد. البته این افزایش وزن در انسان قابل چشم پوشی بوده و درعین حال غیر قابل انکار است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 15:8  توسط علی
|
پاييز مهربان!
آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان !
با برگهای قهوه ای و سرخ و زرد خويش
نقش هزار پرده ای از يادها بکش .....
لختی درنگ کن!
از سطر سطر دفتر يادم عبورکن!
با من کتاب خاطره ها را مرور کن!
تو يادگار عمر به تاراج رفته ای
در روزهای خاطره انگيزت
پيچيده عطر کودکی و نو جوانی ام
من دکمه های لباسم را
با دستهای مهر تو می بندم
در کوچه های خاطره انگيزت
دنبال عمر گمشده می گردم
گلدان شمعدانی و ياسم را
با قطره های مهر تو
آب می دهم
با من بمان!
با من بخوان!
همراه من کتاب زمان را ورق بزن :
زنگ دبستان را زدند...
احمد دوباره کنج حياط ايستاده است
خورشيد کم کمک به نوک کوههای غرب
نزديک می شود ....
اما هنوز از حسنک نيست يک خبر
معلوم نيست باز چرا دير کرده است!
فرياد اعتراض حيوانها می رسد به گوش :
بع بع .... مع مع
کبری هنوز پشيمان است
امسال هم دوباره کتابش را
زير درخت خانه اشان جا گذاشته
چوپان هنوز هم
دست از دروغ گويی خود برنداشته
با اينکه بره های قشنگش را
همين پارسال گرگ
از هم دريد و خورد .....
پاييز مهربان!
با من بساز!
با من برای کوچ پرستو غزل بساز!
من هم کتاب عمرو جوانی را
زير درخت سبز زمان جا گذاشتم
آموختم دروغ نگويم اما
اين گرگ نا بکار
يوسف من را
از هم دريد .....
............
دارد قطار حادثه از راه می رسد
پيراهنم کجاست ؟؟
فانوس هم که نفت ندارد
کو ماه ؟؟ کو سوار ؟؟
باران حادثه است که می بارد
آن مرد در باران می رود
سد هم شکسته است
پطرس کجاست ؟؟
تاب و توان من هم از دست رفته است
بازی تمام شد!
اين دست آخر است ....
تقدير برد و من
ناباورانه باختم !
اما چقدر خوب
من گرگهای گله خود را شناختم .......
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 14:11  توسط علی
|
هوای عشق رسیده است تا حوالی من
اگر دوباره ببارد به خشکسالی من
مگر که خواب و خیالی بنوشدم – ورنه
که آب می خورد از کاسه سفالی من
همیشه منظرم از دور دیدنی تر بود
خود اعتراف کنم : بوریاست قالی من
مرا مثال بچیزی که نیستم زده اند
خوشا به من؟ نه – خوشا بر من مثالی من
بهوش باش که در خویشتن گمت نکنم
هزار کوچه است این شهرک خیالی من
اگر چه بود و نبودم یکی است – باز مباد
ترا عذاب دهد گاه ، جای خالی من
هوای بی تو پریدن نداشتم – آری:
بهانه بود همیشه ، شکسته بالی من
تو هم سکوت مرا پاسخی نخواهی داشت
چه بی جواب سوالی ست – بی سوالی من!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 10:53  توسط علی
|
1)اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود، مسووليت كاري را به عهده نميگيريد يا كوتاهي ميكنيد.
2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (كه به نظر شما غيرمنطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضيكننده نداريد و نتوانستهايد تعامل قابل قبولي ايجاد نماييد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)
3) اگر در زندگي، مدام شغل خود را عوض كردهايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نمودهايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده يا ترك تحصيل كردهايد، علائق خود را نيمهكاره رها كردهايد و ثبات فكري، احساسي و رفتاري نداريد.
4) اگر تصور ميكنيد، افكار، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير ميدهيد. (خطاي شناختي)
5) اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچگونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)
6) اگر در پي كسب لذت و علايق خود، كارها و مسووليتهايتان بر دوش ديگران قرار ميگيرد.
7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران در حالت دفاعي يا حالت تهاجمي ميگيريد و قادر به درك افكار، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميانبيني)
8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نميبينيد. (عدم خودآگاهي)
9) اگر تاكنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتارهاي شما ايجاد نشده است.
10) اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده پدري ميشود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزههاي زندگيتان تاثير ميگذارد و در هم تنيده ميگردد.
11) اگر اصلا قادر به تغيير برنامههاي از قبل طراحي شده خود نيستيد (حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب، خشك و غيرقابل انعطاف هستيد. (عدم انعطافپذيري لازم)
12) اگر قادر به درك احساسات، رفتار و افكار خانواده، دوستان و همكارانتان كه متفاوت از شما عمل ميكنند، نميباشيد. (عدم آگاهي اجتماعي)
13) اگر بيشتر به جاي گوشكردن، صحبت ميكنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)
14) اگر بسيار هيجاني هستيد و تنها هيجانات، شما را به سويي ميكشاند و قادر به تعويق انداختن خواستههايتان نيستيد.
15) اگر براي رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامهاي نداريد و مرتب نسبت به ديگران عكسالعمل نشان ميدهيد.
16) اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما نسبت به مسائل بيتفاوتي است. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)
17) اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو، سرزنشگر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشهگير، پرخاشگر خودخواده، گوشت تلخ، غمگين به نظر ميآييد. (اختلال شخصيت)
18) اگر فكر ميكنيد از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين، فقط و فقط يك شخص مناسب شما است و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بيمعنا شده و بايد بميريد و تا آخر عمر مجرد بمانيد.
19) اگر بدون اينكه خود را دقيقا ارزيابي كنيد و بشناسيد، دنبال همسر مناسب ميگرديد. (عدم شناخت خود)
20) اگر وضعيت فعليتان راضيكننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت، اقدام به ازدواج ميكنيد. (مشكل در شيوه حل مساله)
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:49  توسط علی
|
باز پاییز است و آوای فرو افتادن هر برگ
باغ و باد و پچ پچ برگ چنار از دور
پنجه های التماس هر درخت خشک
آسمان و چشمه های فواره هایش کور
عصر و از آهنگ غم سرشار
باد و قیچی های ناپیدای او در کار
هر فرو افتادن برگی پیام مرگ
باز پاییز است و آوای فرو افتادن هر برگ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:7  توسط علی
|
سلام. امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور هست. پنجشنبه هفته گذشته یعنی نوزدهم شهریور سربازی تموم شد. یک ماه سربازی دوران بسیار بیخودی بود. وقت ۷۰۰ نفر هیات علمی دانشگاه ها به مدت یک ماه به بدترین وجه تلف شد. خا رو شکر که یک ماه بیشتر نبود.
خوب هفته آینده باید برم دانشگاه و یه امتحان باقی مانده رو بگیرم. و از هفته بعدش ترم جدید شروع میشه.
تقریبا از ابتدای شهریور هوا قدری خنک شد و حالا که کاملا خنک شده و نسیم ها و گاهی بادهای خنک پاییزی می وزند و برگ های زرد و خشک شده درختان مثل بارون بر روی زمین میریزند.
الان هم داره بارون می یاد. و آنچنان باد خنکی می وزد که بیا و ببین. انگار که از روی دشت ها و کوههای نم خورده و خیس گذشته.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:47  توسط علی
|
سلام. امروز دوشنبه ۱۶ شهریور تولدمه.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 0:7  توسط علی
|
سلام مجدد. خلاصه اینکه از سفر که برگشتیم مصادف با روزهای پیش از انتخابات تهران بود. شب ها خیابونها خیلی شلوغ و هر چی اوباش بود ریخته بود تو خیابون ... . منظورم حامیان همه جناح ها هست. خلاصه اینکه مردم کم ترافیک و شلوغ پلوغی دارن، این مدت هم مضاعف شده بود. اگرچه تو دانشگاه جزو اساتید حامی م ی ر حسین بودم، ولی واقعیتش اینه که به هیچ کدومشون اعتقادی نداشتم. بگذریم ... . خلاصه اینکه انتخابات تموم شد و تازه هرج و مرج شروع. اگرچه منم معترض بودم و هستم و خواهم بود ولیکن تهران دچار بحران بدی شد. توی این شلوغ پلوغی ها البته منم بی نصیب نشدم و گاز اشک آور و ... . روز اولین امتحانم صبح زود راهی شهر محل تدریسم شدم. ساعت 8 صبح رسیدم دانشگاه که متوجه شدم دانشجوها جلوی ورودی دانشگاه تجمع کردن و هر استادی که رد میشه شعار میدن : استاد حمایت حمایت. هر چی دانشجوی تنبل و دختر یا پسر باز بود اونجا بودن. یکی از دانشجو های تنبل خودم هم جلوی تجمع دراز کشیده بود و جزو معترضین بود. رفتم جلو و با لگد زدم به زیر باسنش و گفتم "میان ترم" 3 شدی، فعلا پاشو بیا نمرتو درست کن، بعد به فکر اصلاح امورات مملکت باش! خلاصه اینکه اون روز امتحان نگرفتم و برگشتم تهران، امتحان کنسلی هم افتاد برای شهریور.
از وضع اینترنت و موبایل در این مدت نگو و نپرس. توی این مملکت بی صاحب هیچ کس پاسخگو نیست. اصلا برای مردم هیچ ارزشی قائل نیستند که بیان و پاسخگو باشن.
خرداد ماه عروسی برادرزادم بود و اوائل تیرماه مادرم همراه با دو خواهر و دامادمون راهی کربلا شدن.
ادامه: سلام دوباره، این روزها دارم می رم آموزش خدمت سربازی، چون ما عضو هیات علمی هستیم سربازی نداریم ولی باید آموزش نظامی به مدت 25 روز ببینیم، از نیمه مرداد تا نیمه شهریور. حدود 700 هیات علمی هستیم از سراسر دانشگاه های ایران که در یکی از پادگان های تهران مشغول دیدن دوره هستیم. واقعا علافی هست، فقط می خندیم.
خانواده هم بعد از پختن آش پشت پا برای من رفتن مسافرت و علی موند و حوضش!
خلاصه اینکه هر روز از صبح تا بعد از ظهر می رم پادگان. به یه وضع و فلاکتی افتادیم که بیا و ببین. واقعا خنده داره. و البته ما به جز خندیدن کاری دیگری اونجا نمی کنیم. وقتی که لباس سربازی می پوشم قیافم دیدنیه ... .
این نیز بگذرد ... .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 23:8  توسط علی
|
بشر با وجود سالهای طولانی که صرف دانش آموختن کرده است در برابر بسیاری از سئوالات موجود در جهان همچنان ناتوان است، سئوالاتی که توانایی های علمی انسان را در زمینه های فیزیک، ریاضی، شناختی، و نجوم زیر سئوال می برد.
پروژه کشف برترین رازهای علم در حدود دو سال پیش توسط نشریه لایو ساینس آغاز شد و طی آن از چندین دانشمند در زمینه های مختلف در این باره سئوالهایی پرسیده شد. در نهایت از میان 14 پدیده مطرح شده 10 پدیده به عنوان برترین سئوالهای بی جوابی که انسان همچنان در جستجوی آن به سر می برد توسط این نشریه ارائه شده است.
عامل تکامل چیست: بارها تکرار شده است که عامل شکل گیری تکامل انتخاب طبیعی است. این دلیل به عنوان موتور اصلی که تولید ارگانیسمها و موجودات پیچیده را به عهده دارد و همچنین به عنوان یکی از برترین تئوری های علمی شناخته می شود. اما آیا تکامل بر اساس انتخاب طبیعی تنها توضیح برای شکل گیری ارگانیسمهای پیچیده است؟ به گفته ماسیمو پیگلیوجی از بخش اکولوژی و تکامل دانشگاه استونی بروک در نیویورک، این سئوال یکی از برترین رازهای کنونی علم به شمار می رود. آیا تکامل تنها تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار دارد یا خصوصیات دیگری نیز در شکل گیری آن دخیل هستند؟
در درون یک زلزله چه رخ می دهد: قرارگیری چنین سئوالی در لیست رازهای علمی جهان کمی دور از ذهن به نظر می آید. اما واقعیت این است که انسان تا کنون اطلاعات دقیقی از آنچه در اعماق سیاره زادگاهش در حال وقوع است، ندارد. متخصصان می توانند با دقتی بالا مکان آغاز و نوع گسلی که در آغاز زلزله شرکت داشته است را تعیین کنند. حتی امکان پیش بینی مدت پس لرزه ها نیز وجود دارد. اما تا کنون به صورت قطعی آنچه در هنگام زلزله در حال وقوع است مشخص نشده است. طبیعت و نیروهای طبیعی که گسلها را حفظ کرده و سپس آنها را رها می کنند، همچنان ناشناخته باقی مانده اند.
تام هیتون زمین شناس دانشگاه کلتک معتقد است مشکل لغزش اصطکاکی در زلزله ها یکی از اصلی ترین مشکلات موجود در علوم زمینی است و اکنون به یکی از بزرگترینها رازها در اصول فیزیکی زلزله تبدیل شده است.
من کیستم: طبیعت خودآگاهی از گذشته های دور روانشناسان و دانشمندان شناختی را پریشان و سردرگم کرده بود. جوزف دیلاکس عصب شناس دانشگاه نیویورک معتقد است در حالیکه انسان بر این باور است که عاملی مستقل به حساب می آید، اینگونه نیست. تمامی اعمال انسان تحت تاثیر فرایندی ناخودآگاه و محیطی قرار دارد. درک چگونگی تصمیم گیری هشیارانه، داشتن ذهنی مستقل و شخصی، روح و ... از عواملی هستند که پاسخ آنها بیش از چندین دهه از انسان فاصله دارند. اینگونه به نظر می رسد که بشر زمان زیادی را برای پاسخ دادن به حیاتی ترین سئوال زندگی خود نیاز خواهد داشت.
زندگی چگونه بر روی زمین شکل گرفته است: شواهد اولیه نشان می دهد حیات اولیه میکروبها در زمین به بیش از سه بیلیون سال پیش باز می گردد و هیچکس از چگونگی آغاز آن آگاه نیست. ایده های مختلفی مانند واکنشهای شیمیایی زنجیره ای در بستر دریاها وجود دارند. دیانا نورتآپ از بیولوژیستهای دانشگاه نیومکزیکو معتقد است تئوری های زیادی درباره منشا حیات ارائه شده است که اثبات و یا رد آنها بسیار سخت و پیچیده خواهد بود.
مغز انسان چگونه عمل می کند: برخی بر این باورند که تسلط کاملی بر پاسخ علمی این سئوال ایجاد شده است. در واقع نمی توان انکار کرد که نسبت به دهه های گذشته اطلاعات بسیار بیشتری از عملکرد مغز در اختیار انسان قرار گرفته است اما با وجود بیلیونها نرون عصبی که هریک از هزاران اتصال برخوردارند نمی توان گفت که انسان درباره عملکرد مغز به قطعیت رسیده است.
به گزارش مهر، اسکات هیوتل از مرکز علوم عصب شناختی در دانشگاه داک در باره این موضوع می گوید: انسان بر این باور است که مغز را به طور کامل درک کرده است یا حداقل هر فرد با توجه به تجربیاتی که داشته مغز خود را درک کرده است. اما تجربیات شخصی هر انسان، راهنمای بسیار ضعیفی برای کشف عملکرد کامل مغز به شمار می رود. سئوالات زیادی از جمله چگونگی مطالعه، چگونگی تشکیل شبکه های نرونی، چگونگی یادگیری، به خاطر سپردن، عشق ورزیدن، شنیدن، حرکت کردن و یا هر عمل دیگری درباره مغز انسان بی پاسخ باقی مانده است. درصورتی که بتوان مغز را درک کرد، انسان خواهد توانست تمامی ظرفیتها و محدودیتهای فکری، احساسی، استدلالی، عشق و تمامی جنبه های حیات را درک کند.
بقیه جهان کجاست: دانشمندان پاسخ این سئوال را با توجه به پدیده های مرموز ماده و انرژی تاریک، بخش تاریک جهان می نامند. در واقع تنها تمامی گونه های ماده و انرژی که تا کنون در جهان یافته شده اند، تنها چهار درصد از کل ماده و انرژی واقعی و موجود جهان را تشکیل می دهند. میزانی که با هیچ برابری می کند. 96 درصد باقی مانده همچنان ناشناخته اند و دانشمندان برای یافتن آن به دورترین نقاط فضا و عمیق ترین نقاط زمین روی آورده اند.
عامل گرانش چیست: شاید گمان برود که جاذبه زمین کاملا درک شده و هیچ نکته مرموزی ندارد زیرا نیوتون آن را در زمانهای بسیار گذشته کشف کرده است. نیروی گرانش یکی از ضعیفترین نیروهایی است که تا کنون در جهان شناسایی شده و در حالت استاندارد فیزیکی هیچ توضیحی برای چگونگی عملکرد آن وجود ندارد. نظریه پردازان معتقدند شاید این نیرو در اثر ذرات بی حجم و کوچکی به نام گراویتونها که در میدانهای گرانشی جریان دارند، شکل گرفته است.
مارک جکسون، یکی از نظریه پردازان فیزیک در لابراتوار فرمی درایلینویز معتقد است گرانش از آنچه در حالت استاندارد فیزیک توضیح داده می شود، کاملا متفاوت است. زمانی که درباره تعاملات کوچک گرانشی محاسباتی انجام می گیرد جوابهای غیر عقلانی به دست می آید و می توان گفت علم ریاضی در توضیح این مسائل کاملا ناتوان است.
آیا نظریه ای برای توضیح همه چیز وجود دارد: فیزیکدانان از مدلهای استاندارد خوبی برخوردارند که می توانند جهان هستی را به صورت ذراتی ترسیم کند تا به این وسیله بتوان کوچکترین جرم و ماده موجود در جهان را از مغناطیس گرفته تا اتم توضیح داد. مدلهای استاندارد فیزیکی ذرات را نقاطی بسیار خرد می پندارند که اکثر آنها حامل نیروهای بنیانی هستند. دو مشکل بزرگی که این مدلها در پی دارند عدم توانایی توضیح گرانش و نامفهوم شدن در توضیح نیروهای بزرگ است. درصورتی که نظریه ای با توانایی توضیح انرژی های خارق العاده جهان اولیه به وجود آید که بسیاری ارائه چنین نظریه ای را غیر ممکن می دانند می توان گفت تئوری جهانی فیزیک به واقعیت پیوسته است.
آیا حیات بیگانگان واقعیت دارد: حیات همه جا، حداقل در سیاره زمین حضور دارد. در این صورت بسط دادن آن در تمامی جهان امری منطقی به نظر می رسد. با این حال نمونه ها و مطالعات انجام گرفته تنها در محدوده زمینی بوده است و به همین دلیل بسیار کوچک به شمار می روند. انسان اکنون آگاه است که عناصر حیات به صورت وسیعی پراکنده شده است و منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین وجود دارد.
جیل تارتر مدیر مرکز تحقیقات SETI در کالیفرنیا معتقد است انسان از تخیلات مملو و ساخته شده است، پس حداقل می توان تصور کرد که حیات دیگری نیز دور از چشمان انسان وجود دارد. به گفته فرانک ویلژک، برنده جایزه نوبل موسسه ام آی تی، نوع بشر از میان 4.5 بیلیون سال تاریخ شکل گیری زمین تنها طی 200 سال گذشته به تمدن علمی تکنولوژیکی دست یافته است. بر این اساس می توان انتظار داشت تمدنهای علمی و تکنولوژیکی زیادی وجود داشته باشند که به میلیونها و شاید بیلیونها سال زمان برای توسعه یافتن نیاز خواهند داشت.
جهان چگونه آغاز شد: مهمترین، اصلی ترین، مرموزترین و قدیمی ترین سئوال بی پاسخ در میان انسانها است که تمامی اسرار دیگر جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. برخی نظریه ها اعلام کرده اند که جهان در حدود 13.7 بیلیون سال پیش و پس از پدیده ای به نام انفجار بزرگ آغاز شده است. پس از این انفجار همه چیز در مدت کوتاهی شکل گرفت و در کمتر از یک چشم به هم زدن تحت تاثیر پدیده ای به نام تورم کیهانی، ابعاد کیهانی به خود گرفت. تئوری تورم کیهانی از ایده های بسیار قدرتمندی است که تا کنون امکان اثبات و بررسی شکل گیری آن به وجود نیامده است. تا زمان بی جواب باقی ماندن چنین سئوالی در علم محدود بشر، هیچ یک از دیگر سئوالها نیز مجالی برای یافته شدن و کشف شدن پیدا نخواهند کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 11:38  توسط علی
|